على محمدى خراسانى

175

شرح كفاية الأصول (فارسى)

وجوب جمعه مترتب شده و . . . 2 - آثار و لوازمى كه بر مطلق الوجود مستصحب ( اعم از واقعى و ظاهرى ) مترتّب مىشود ؛ يعنى مثلا حيات زيد چه واقعى باشد و با علم يا بيّنه احراز شود و چه ظاهرى باشد و به بركت استصحاب احراز شود ، داراى فلان آثار و لوازم عادى و شرعى و عقلى است و ملازمه ميان وجود مطلق حيات زيد يا مستصحب با آن آثار و لوازم است . يا مثلا وجوب جمعه چه واقعى باشد و با علم يا خبر ثقه احراز شود و چه ظاهرى باشد و با استصحاب ثابت شود ، اثرش وجوب تصدق به درهم يا وجوب و لزوم اطاعت و عدم جواز معصيت و . . . مىباشد . حال اينكه مكرّر ذكر شد كه اثر غير شرعى يا شرعى مع الواسطه بر مستصحب بار نمىشود و استصحاب قدرت اثبات و ترتيب اين آثار را ندارد . نسبت به بخش اوّل يعنى آثار وجود واقعى مستصحب است كه استصحاب كارى به واقع ندارد تا آن را احراز كند و اثرش را بار كند . امّا نسبت به بخش دوّم يعنى آثار وجود مطلق يا مطلق الوجود مستصحب اعم از ظاهرى و واقعى ، استصحاب جارى مىشود و تمام اين آثار مترتب مىشود ؛ زيرا موضوع اين آثار و احكام مطلق الوجود است كه آن هم حقيقتا متحقّق و محرز است و وقتى موضوع محقّق شد حكم و اثر هم كه به منزلهء معلول آن است حتما متحقّق مىشود . مثال : اگر حيات زيد چه واقعى باشد و چه ظاهرى داراى فلان آثار عقلى و شرعى و غيره باشد ، حتما با استصحاب مترتب مىشود و جاى ترديد نيست . يا مثلا اگر وجوب جمعه چه واقعى و چه ظاهرى داراى فلان آثار شرعى و غير شرعى بود همهء اين‌ها مترتب مىشود . ( پس اگر نذر كرده كه صدقه بدهد ، با استصحاب وجوب جمعه ، وجوب تصدّق ثابت مىشود ؛ و اگر وجوب جمعه اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب و . . . دارد كه آثار عقلى هستند ، يا استصحاب وجوب همهء اين‌ها مترتّب مىشوند . ) همان‌طور كه اگر با دليل قاطع يا با ظنّ معتبر يعنى بيّنه در موضوعات ، خبر ثقه در احكام و . . . وجوب جمعه يا حيات زيد ثابت مىشد ، همهء اين آثار و احكام را داشت . در نتيجه ، آثار وجود واقعى مستصحب با استصحاب آن مترتب نمىشود ؛ امّا آثار مطلق الوجود بار مىشود چه مستصحب با استصحاب ثابت شود و چه با بيّنه و خبر واحد و غيره .